آنچه بايد در باره طلاق بدانيم !
زندگي مشترک با صيغه عقد آغاز مي شود و زن و مرد نسبت به هم متعهد مي شوند که تا آخر عمر در کنار هم به زندگي مشترک ادامه دهند، و در تمامي مراحل زندگي همراه يکديگر باشند. اما گاهي ادامه زندگي براي هر يک از طرفين يا هر دو غير ممکن و مشکل است، به طوري که به تنهايي و يا با توافق يکديگر تصميم به جدايي مي گيرند.
طلاق دايم به دو دسته تقسيم مي شود؛
1- رجعي (قابل بازگشت)
2- بائن،(قابل بازگشت تحت شرايط خاص )
که هر کدام بر اساس شرع و قانون شرايط خاص خود را دارند .
نوع اول طلاق را در قانون طلاق رجعي مي نامند:
به اين معنا که پس از اينکه طلاق بين زن و مرد صورت گرفت، مرد مي تواند بدون اينکه دوباره براي ثبت و خواندن صيغه ازدواج اقدامي کند ، براي شروع دوباره زندگي مشترک ، زن را به زندگي برگرداند .
اين رجوع به معناي همان بازگشت دوباره است، اما همين بازگشت داراي شرايط خاصي است و به اين معنا نيست که مرد هر زمان بخواهد مي تواند زن را به زندگي برگرداند ؛ اقدام به بازگشت زن حتما بايد در دوران عده زن باشد.
عده به دوراني مي گويند که زن بعد از طلاق يا فوت شوهر بايد منتظر بماند و حق ازدواج دوباره ندارد، و در طلاق مدت آن سه ماه ده روز است.
اقدام به بازگشت ( رجوع ) تنها به اراده شوهر واقع مي شود و اگر زن بخواهد اقدام به بازگشت کند، اراده او هيچ تاثيري نخواهد داشت. اقدام به بازگشت زن توسط مرد مي تواند با سخنو کلام باشد، مثلاينکه به زنش بگويد من به تو رجوع ( بازگشت )کرده ام و يا اينکه با رفتار واعماليباشد کهعرف از آنرفتار پشيماني مرد را از جدايي فهم کند ، مانند رفتار محبتآميز مرد بهزنش.
در طلاق رجعي ( طلاقي که حق بازگشت براي مرد وجود دارد ) تا زماني که زن در دوران عده (دوراني که زن بعد از طلاق يا فوت شوهر بايد منتظر بماند و در همان دوران حق ازدواج دوباره ندارد )به سر مي برد، به نوعي هنوز به عنوان همسر مرد شناخته شده و مرد بايد به او نفقه پرداخت کند . و در صورتي که ( مرد ) خواهان ازدواج دوباره باشد بايد به دادگاه رفته و از وي اجازه بگيرد .
نوع دوم، را طلاق بائن (قابل بازگشت تحت شرايط خاص ) مي گويند :
طلاق بائن، طلاقي را مي گويند که مرد نمي تواند اقدامي براي بازگشت (رجوع ) زنش داشته باشد، و در صورتي که خواهان برگرداندن زنش باشد، بايد حتما او را طبق تشريفات قانوني-شرعي دوباره به عقد خود درآورد . موارد زير را جز طلاق بائن به شمار مي آورند؛
1- طلاقزنيکهيائسهشدهباشد.
2- طلاقزنيکهتنها در عقد شوهرشبوده است.
3- طلاقسوم زنيکهشوهرشدو مرتبه قبل نيز او را طلاقدادهباشد .
4- طلاقخلع ، و اين طلاقياست کهزن به هر دليل از شوهرش متنفر است و حاضر بهزندگيبا او نيستدر اينمورد زن با بخششمهر يا مالديگري(چهبيشتر از مهريه باشد يا کمتر باشد.) از شوهر خود جدا مي شود.
5- طلاقمبارات، يعني طلاقيکهزنو شوهر از يکديگر متنفر هستند و حاضر بهزندگيبا همنيستند و شوهر مالي از زنميگيرد تا حاضر بهطلاقباشد و البته اينمالنبايد ازمهر بيشتر باشد و شايد در بسياري از موارد اين مبلغ ازمهريه کمتر است و چنينطلاقينيز جزء طلاق بائناست .
طلاق مبارات از لحاظ ساختاري تفاوت زيادي با طلاق خلع ندارد ، جز اينکه در طلاق مبارات زن و شوهر از يکديگر متنفر شده اند و به همين جهت مقدار آن مال نبايد از مهريه بيشتر باشد و اگر زيادتر باشد، باعث باطل شدن طلاق نمي گردد، اما مرد نمي تواند صاحب قسمت اضافه شود.
طلاقي که زن با اجازه شوهر در هنگان ثبت عقد ازدواج مي تواند درخواست و تقاضاي طلاق کرده و به آن وکالت در طلاق نيز مي گويند، بائناست و مرد نمىتواند در زمان عده اقدام بازگشت زن کند; زيرا منظور طرفين از شرط وکالت زن در طلاق در ضمن عقد ازدواج ، طلاق غير قابل بازگشت بوده است.
يکي از آثار مهم طلاق بائن جدايي کامل دو همسر از يکديگر است و در اثر اين طلاق زن و شوهر به کلي از هم جدا شده و مرد مي تواند، بي اجازه دادگاه ازدواج کند. و هيچ تکليفي هم به پرداخت نفقه به زن سابق خود ندارد ، مگر درصورتي که همسراش باردار باشد آن هم از شوهر خود کهدر اينصورت تا زمانوضعحملنفقهخواهد داشت، و هرگاه مرد بميرد زن سابق از او هيچ ارثي نمي برد و زن بايد خانه شوهر را ترک کند، و اگر عده نداشته باشد، مي تواند بلافاصله ازدواج کرده و اقامتگاه و نامخانوادگي واقعي خود را استفاده کند.يعني مي تواند به دلخواه خود زندگيکند. اگر شوهر در حال بيماري، زنخود را طلاق دهد و در ظرف يک سالاز تاريخ طلاقبههمانبيماري بميرد، زن از او ارث ميبرد، اگرچه طلاق بائن باشد ، به شرط آنکه زنشوهر نکردهباشد .







