مقايسه بين زنان و مردان!
مردان مدام به برقراري رابطه جنسي مي انديشند. اين يکي از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله اين گفته کاملا واقعيت دارد اما زنان بايد آگاه باشند که اين يکي از خصوصيتهاي بيولوژيکي مردان است.در واقع مردان در طبيعت اينگونه طراحي گرديده اند و نبايد به آنها به ديد موجوداتي شيطاني نگريست.
- تمايلات جنسي:
* مردان مدام به برقراري رابطه جنسي مي انديشند. اين يکي از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله اين گفته کاملا واقعيت دارد اما زنان بايد آگاه باشند که اين يکي از خصوصيتهاي بيولوژيکي مردان است.در واقع مردان در طبيعت اينگونه طراحي گرديده اند و نبايد به آنها به ديد موجوداتي شيطاني نگريست. علت ديگر را ميتوان در تبليغات گسترده رسانه ها در فيلمها و آگهي هاي تبليغاتي جستجو کرد که مدام سکس و پورنوگرافي را ترويج ميدهند.
* انگيزش بصري نقش مهمي در تهييج جنسي مردان ايفا ميکند. مردان از لحاظ جنسي موجوداتي بصري هستند اما زنان بيش از آنکه با نگاه کردن و يا لمس کردن از لحاظ جنسي برانگيخته گردند، نسبت به کلام و واژه ها و لحن صدا از خود واکنش نشان داده و برانگيخته ميگردند. عدم آگاهي نسبت به اين تفاوت بارز ميان دو جنس ميتواند براي زنان و مردان مشکل ساز باشد.
*تخيلات نيز نقش بسيار قدرتمندي در تهييج جنسي مردان ايفا ميکند.اين بدان معناست که مردان بسيار در مورد رابطه جنسي خيالپردازي ميکنند. يافته ها بيانگر آن است که مردان 3 برابر زنان برقراري رابطه جنسي را در روياهاي خود ميبينند.
* مردان و زنان در سطح انرژي و تمايلات جنسي نيز با يکديگر تفاوت دارند. زنان معمولا يک باطري و يا منبع انرژي دارند که تمام کارهاي خود را با آن انجام ميدهند از قبيل کار، مراقبت و رابطه جنسي. اما مردان يک باطري تعبيه شده يدک صرفا براي برقراري رابطه جنسي همواره در اختيار دارند. بدين مفهوم که يک مرد ممکن است مانند يک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژي کافي براي برقراري رابطه جنسي در اختيار خواهد داشت. اما اين سناريو براي زنان هيچ مصداقي ندارد. اما تصور "خيلي خسته براي برقراري رابطه جنسي" بندرت به ذهن يک مرد خطور ميکند. اين مسئله به ساختار مغزي زن و مرد مربوط ميگردد. ميل جنسي زنان شديدا به بخش احساسي و عاطفي مغزشان مرتبط است. ميل جنسي مردان کمتر به احساسات مقيد است. اين تفاوت نيز ميتواند تنش جنسي بزرگي را ميان زنان ومردان پديد آورد. اما اين نيز يک تمايز بيولوژيکي ميباشد.
* زنان و مردان هر دو تحت تاثير سيکل هورموني قرار دارند. اکثر زنان سيکل 28 روزه اي داشته که بروي خلق و خو و تمايلات جنسي آنان تاثير گذاراست. مردان نيز داراي سيکل بيولوژيکي هستند. مردان داراي انباشت تستوسترون 3 روزه در بدن خود ميباشند. يک مرد معمولي داراي سائق جنسي 3 روز در ميان ميباشد. يعني تمايل دارد حداقل 3 روز در ميان رابطه جنسي داشته باشد. اما اين سيکل نيز همچون سيکل زنان در افراد مختلف با يکديگر تفاوت دارد. البته اين موضوع نبايد توجيهي براي زياده خواهي مردان باشد از آنجايي که اين تمايلات قابل کنترل ميباشد.
* خيانت جنسي براي مردان و خيانت احساسي (رابطه صميمي) براي زنان غير قابل تحمل است. بدين مفهوم که براي يک مرد حتي تصور خيانت جنسي همسرش ميتواند واکنش شديدي در وي ايجاد کند. اما در زنان بيشتر از اين موضوع هراس دارند که نکند همسرشان آنها را رها کرده و عاشق زن ديگري شود.
* پيک جنسي (اوج تمايلات جنسي) در مردان در سن 18 سالگي و در زنان در سنين 35 تا 40 سالگي ميباشد. يکي ديگر از تفاوتهاي فاحش.
*شدت اورگاسم (اوج لذت جنسي) در زنان بيشتر از مردان ميباشد.
*مدت رسيدن به اوج لذت جنسي در مردان کمتر از 3 دقيقه و در زنان 10 تا 20 دقيقه(حداقل 12 دقيقه) بطول مي انجامد.ي کي ديگر از تفاوتهاي دردسر ساز.
* کاهش تناوب روابط جنسي در مردان وزنان واکنشهاي متفاوتي ايجاد ميکند: در مردان ميل جنسي افزايش يافته، سريعتر تحريک شده و آسانتر به اوج لذت جنسي ميرسند اما در زنان کاملا برعکس است بطوري که ميل جنسي کاهش يافته، به سختي برانگيخته ميگردند و رسيدن به اوج لذت جنسي بسيار دشوار ميگردد. يکي ديگر از تفاوتهاي مشکل آفرين.
2- روانشناختي:
* تفکر غالب در مردان: جدايي (استقلال)، موفقيت، شغل و در زنان: وابستگي(تعلق)، گفتگو و رابطه ميباشد.
* زنان بيشتر از مردان نگران سلامتي خود هستند.
* زنان به پول به چشم ابزار مينگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.
* زنان بيشتر از مردان از ديگران در خواست کمک ميکنند.
* مردان از لحاظ جنسي حسد ميورزند زنان از لحاظ احساسي و رابطه صميمي.
* وفاداري در زنان بيشتر از مردان است.
* مردان بيشتر به اشياء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند ميباشند.
*مردان هيچگاه در مورد مشکلاتشان صحبت نمي کنند مگر آنکه بخواهند نظر و اندرز يک کارشناس را جويا گردند. درخواست کمک از ديدگاه مردان ضعف تلقي ميگردد.
*مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان ميباشند.
* دغدغه فکري مردان وضعيت مالي و زنان جذابيت فيزيکي است.
* مردان بيشتر منطقي، تحليل کننده و خرد گرا هستند زنان بيشتر خلاق، کل نگر و احساساتي.
*برخلاف تصور مردان بيشتر از زنان نسبت به پايان يافتن رابطه آسيب پذير تر و وابسته تر ميباشند و در صورت پايان يافتن يک رابطه خرد ميگردند. زيرا مردان معمولا دوستان و پشتيبان احساسي کمتري نسبت به زنان دارند.
* مردان نصيحت زنان را به منزله عدم کفايت و شايستگي خود قلمداد ميکنند.
* مردان براي دلداري دادن زنان آزرده راه حل براي مشکلاتشان ارائه ميدهند اما اين عمل از سوي زنان بي توجهي به احساساتشان تفسير ميگردد.







